A+ R A-

یادداشت/ ای همدلان همزبانی کنید!

یادداشت/ ای همدلان همزبانی کنید!مضمون یک شعر عربی از سال‌ها پیش بر لوح ذهنم حک شده است که می‌گفت : "چه بسا پرنده‌ای که در هرم گرما به ناله می‌ایستد و از نامهربانی‌های ایام شکوه می‌کند. تو گویی از هجران همدمانی می‌گدازد که روزگاری به الفتشان گذرانده بود. آری، ما شرح هجران و سبب ناله هم را نمی فهمیم اما حس مشترکی ما را به غمگساری برای هم کشانده است."

وصف حال امروز نیروهای متدین و دلداده انقلاب با مردم در آیینه این داستانک نمایان است. آنان از بین همدلی و همزبانی با مردم اولی را بر گزیده اند و در عمل نیز ثابت کرده اند. هر وقت غمی بر چهره مردم نشسته است انان قبل از هر کسی برای کمک و ادای وظیفه انسانی و دینی رسیده اند.

حوادث زنجیره‌ای زلزله‌های اخیر تنها برخی از مصادیق آن است. اما دیگرانی که در عمل هیچ نمی‌کنند و ارائه خدمات قانونی به مردم را نیز با منت همراه می‌سازند بدل از همدلی همزبانی را در پیش گرفته اند و با همین تدلیس، ساده دلان و زود باوران را همراه خویش می‌سازند.

گروهی برای عزت و سرافرازی ملت، خون دل‌ها خورده اند و گروهی بر اریکه نشسته و ارباب منشانه سند حقوق شهروندی توشیح می کنند تا بر اندوخته صندوق اعتبارات دنیایی خویش  بیفزایند.

فکر می کنم وقت آن است که نیروهای انقلابی از لاک خود بیرون جهند و به حساب پرهیز از ریا و تمحض در اخلاص بین خود و مردم حصار ننهند. اینان باید بدانند که همزبانی با مردم و شرح حال واقعی مردم از از تریبون های مختلف مکمل همراهی همدلانه با آن هاست. نگذارید بر مسند نشستگان از حس ریشه دار شما مبنی بر پرهیز از تضعیف ارکان نظام، سوء استفاده کنند و شما را به استناد ادبیات جاری بر بیان و بنانتان افرادی دور از واقعیت های جامعه  معرفی کنند و خود را با همه گران نشینی، لوکس سواری، شیک پوشی و اشرافیت منشی فرشته سان و همنوای کف اجتماع قلمداد کنند. خنیاگرانی که زمینه های عصیان را بر اقشار جامعه تحمیل کرده اند؛ با عملکرد ضعیف اقتصادی خود بخش اعظم جامعه را در زمره ناداران نشانده اند.

با کارنامه ضعیف خود سپرده گذاران بسیاری از موسسات مالی و اعتباری را به جایی رسانده اند که برای رسیدن به حق خود راهی جز شوریدن و فریاد زدن در پیش ندارند. گران پوشان و گوارا نوشانی که با روش های اقتصادی ناکارامد شکاف طبقاتی را ده چندان کرده اند و اینک در عمل اکثریتی پرشمار در خدمت منافع اقلیت کم  مقدار  اما پولدار قرار گرفته اند با این همه آنان خود را وکیل مدافع مردم جا می زنند و بی پروا از قیامت و دادگاه عدالت ربانی گروه مومنان و حق محوران را دیو صفتان خسارت بار برای آحاد جامعه می نمایانند و با بر بهره گیری حداکثری از ابزارهای نوین و بویژه فضای مجازی در لباس همراهی و التزام به خواسته های جامعه دلبری می‌کنند.

بازی با آمار از شیوه‌های معمول بر مرکب قدرت نشستگانی است که روزی ملاک را جیب مردم می خواندند و در عین حال بیان واقعیت پژمرده حالی انبوه انسان ها در اثر ناکارامدی خود را از تریبون هایی چون نماز جمعه و یا رسانه های مستقل و ناهمسو با مشی سیاسی ناصوابشان، بر نمی تابند.

رئیس دولت برمی شورد که چرا رسانه ملی گزارشی از گرانی تخم مرغ  و ..پخش کرده است و یا خبرگزاری فارس متهم به تهیه خبرهای تلخ از واقعیت های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و.. می شود! در مهمترین شورای امنیتی کشور تصمیم می گیرند که فلان بستر مجازی کنترل شود فردایش در تظاهری عوام زده بر فیلترینگ می شورد مفاسد اقتصادی که امروز خوره جان بیت المال شده است و به موازات ثروت سازی بی پایان برای نوکیسگان ملتی را در کام فقر فرو برده است با عینکی سیاست زده نگاه می شود و نتیجه آن می شود که در یک رقم بیش از 15 هزار میلیارد اندوخته صندوق فرهنگیان به تاراج می رود اما نامش به جای دزدی و اختلاس می شود معوقات بانکی ! البته که این رشته سری دراز دارد و پرداختن به آن سینه مدعیان حقوق شهروندی را تنگ می آید.

همانانی که در مقام دو قطبی سازی انتقاد را حتی از ساحت معصوم روا می دارند! چون بر حسب قاعده " التزام " ، به نقد کشیده شوند انگ تخریب گری و سیاه نمایی به ناقدان، حوالت کنند.

پاسخ ساده گوینده این سخن گزاف آن است که اولا هیچ مومن واقعی رو در روی پیامبر خدا نمی ایستد و نمی گوید " أ من الله او منک ؟ " چون معنای این حرف آن است که نعوذ بالله رسول خدا گاهی هم حرف خود را به جای کلام حق قالب می کند!

مومن واقعی عمیقا به سخن خداوند ایمان دارد که پیامبرش (وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَىٰ) النجم3 و 4) پس انتقاد به پیامبر و امام  معصوم  یعنی اعتراض به خدا. بله  اگر انسان های مشرک و منافق همچون کسی که در جنگ خیبر با بی ادبی حضرتش را خطاب کرد " اعدل یا محمد " ایستادند و انتقاد کردند پیامبر خدا با انشراح صدر پاسخ می دهد.

کسی که اندک آشنایی با صنعت اجتهاد دارد، می داند که این مطلب مجوز شرعی انتقاد به معصوم نیست. اگر امر واقع حجت شرعی باشد پس لابد این که پیامبران و امامانی کشته شده اند دلیل جواز شرعی بر اقدام به قتل معصوم است ! از سویی حتی انتقاد از حاکم اسلامی غیر معصوم هم باید تابع مکانیزم ناظر بر حفظ مصالح و دفع و رفع مفاسد باشد. مثلا آیا می شود در هر جلسه رسمی و غیر رسمی عمومی یا خصوصی فردی یا افرادی فی المجلس برخیزند و بساط سخنرانی و مدیریت رئیس محترم جمهور را در هم ریزند؟ آیا اطرافیان و محافظان او اجازه می دهند؟ خوب است انسان عاقل شعری نگوید که در قافیه اش گیر افتد.

از سویی پدیده عجیبی که در بسیاری دولت مردان امروزی رخ می نماید رویه انکار رفتار و گفتار و وعده هایی است که از آنان بروز کرده و مستندات آن به فضل تکنولوژی در دسترس همگان است. (همچون ماجرای نفی وعده های صد روزه و یاادعای قابل نقد بودن امام زمان عج ! و..)

اما حرف ما با ساکنان اردوگاه حق جویی و دلسوزان اسلام و انقلاب این است؛

1 - به تعبیر بزرگی که در ماجرای شورش‌های اخیر فرموده است میدان، میدان جنگ اسلام و کفر است و هر کس هر چه می تواند باید در دفاع از حق بگوید و بنویسد و انجام دهد.

2 - وقتی انقلابیون و نیروهای ارزشی خود جزء مردمند و دلشان به تمام معنا برای مردم می تپد چرا نباید این حقیقت اظهار شود؟ پس لطفا زبان و قلم و هنر خویش را در تبیین این حقیقت به کار گیرید.

بر تبعیض باید برآشفت. سختی معیشت مردم را باید جار زد. آسیب های اجتماعی و بی عملی متولیان را به منظور اصلاح با صراحت منطقی یاد آور شویم. رکود اقتصادی و بیکاری را به رخ بکشیم تا شاید آنان که منابع مملکت و بودجه ریزی آن را در اختیار دارند کاری کنند.

یادم هست اوایل سال 94 در صحن علنی مجلس فریاد زدم مشکل سپرده گذاران پدیده شاندیز و تعدادی دیگر از موسسات مالی در حال تبدیل به کیس امنیتی است اما دولتیان را گوش شنوا نبود تا آن که ضربه های سنگین واقعیت کمی بیدارشان کرد گر چه باز هم در خوش خیالی پایان ماجرا رجز خروج به سلامت از حوادث می خوانند! غافل از این که مردم و حتی همان معترضانی که حرف و خواسته درست و شنیدنی داشتند برای اطفاء حریق فتنه آمدند اما گلایه ها و زخم سینه هاشان پابرجاست.

3 - خدای رحمت کند امام راحل را که خطر نفوذ نااهلان و نامحرمان را گوشزد کردند باور کنیم که آشفتگی برخی مقامات از بیان مکرر خطر نفوذ یعنی  این که جای درستی دست گذارده اید و نباید رها کنید . امروز باید نگران نفوذ از تیم هسته ای که در دادگاه ثابت شده است باشیم تا عرصه اقتصاد و فرهنگ و اجتماع و حتی دستگاه های امنیتی و .. بیانیه آن 16 به اصطلاح اصلاح طلب را مرور کنید که تمام تلاششان پنهان کردن دست بیگانگان و دشمن خارجی در ایجاد ماجراهای اخیر است چون کشف آن دست همکاران داخلی شان را نیز رو می کند.

4 - بدانیم که کم کاری نیروهای جبهه ایمان در هم آوایی با بدنه جامعه زمینه ساز موج سواری بدخواهانی است که رفیق دزدند و شریک قافله. آنان با شعارهای فریبا جمعی را ( بویژه نوجوانان و جوانان و اقشار گرفتار را که در پی فرجی هستند ، با ظاهر خیرخواهی در پی خود می کشانند و مقاصد شوم خویش را به کرسی می نشانند . چنان که می گویند بیش از 70 درصد بازداشت شدگان شورش های اخیر گفته اند با اعتماد به فضای مجازی و راست پنداری خبرهای منتشره وارد معرکه شده اند. 90 درصد آنان هیچ سابقه قبلی کیفری نداشته اند و فقط در سایه برانگیختگی احساسات فعال شده اند. چرا باید یک جوان نیازمند برای رسیدن به مبلغ اندکی از سوی فردی شیطان صفت وسوسه شود و پرچم کشورش را پایین کشد و دیگرانی گرفتار هیجان خودباختگی آن را در آتش افکنند؟!

5 - ما مطمئنیم که نیروهای مومن در کنار انتقاد و فریاد زدن خواسته‌های واقعی مردم ( از باب امر به معروف و نهی از منکر و نیز به مصداق نصیحت ائمه مسلمین ) مردان و زنان صادق میدان عمل هم هستند و در هرکجا که باشند برای رفع مشکلات و زدودن گرد و غبار فقر و علاج ناهنجاری های رفتاری و آسیب های اجتماعی از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند؛ گرچه امکانات و عده و عده در دست کسانی است که باید به حق پاسخگو باشند . این را هم خیرخواهانه یادآور می شویم اگر شبکه دولت جبهه نیروهای انقلاب را مورد بی مهری قرار می دهد امید است نهادهایی که به فضل الهی توانمندی هایی دارند و  امکان تصمیم گیری مستقل را نیز دارا هستند که لزوم به نام بردن نیست قدری به خود آیند و از انگیزه ،تعهد ، توان ، تخصص ، اراده و پا بکاری این جماعت بی ادعا و صادق الوعد با برنامه ریزی درست بهتر بهره ببرند .

6 - یادمان باشد اینک به تعبیر رهبری معظم مثلث شوم استکبار  ( امریکا و غرب )، نفاق و خیانت ( ضد انقلاب خارج و داخل به عنوان نیروی عملیاتی دشمن )  و مرتجعان پولدار و بی مقدار منطقه ( عربستان و ..) در کمینند تا این شجره طیبه را از بن ببرد  ؛ پس غفلت حتی به قدر لحظه ای ، پشیمانی در پی دارد ، چه حکیمانه گفته است:

"رفتم که خار از پا کشم محمل نهان شد از نظر

یک لحظه تاخیر کردم صد سال راهم دور شد"

7 - اهتمام به امر مسلمین وظیفه همگانی است و به بیان  زیبای نبوی ص " کلکم راع و کلکم مسوول عن رعیته " اما بر صاحبان

عقل و بصیرت پوشیده نیست که وظیفه عالمان و نخبگان و فرهیختگان حوزه و دانشگاه بسیار سنگین تر است .سر این که رهبری معظم می گوید من عمیقا نخبه باور هستم همین است ، یعنی این قشر معظم نباید بنشیند و به جای راهبری تابع باشد . عالم و دانشمند و حوزوی و دانشگاهی که امروز به درد مردمش نخورد پس کی می خواهد دینش را به جامعه ادا کند؟

امروز هجوم فتنه هاست و عالم باید علمش را اظهار کند .امید است که جبهه مومنان آگاه و انقلابی در کنار همدلی و همراهی عملی با مردم که در داستانک ابتدای مقال اشاره کردم در بیان و قلم و زبان  هم حسن سریره و خیرخواهی خود را برای مردم اظهار کند تا هم تالیف قلوب شود و حربه مکر از دست جبهه ناکارامدان و بلکه بدخواهان ملک و ملت زدوده شود.»

نظرات/سوالات

  • هیچ نظری یافت نشد
لطفا برای ثبت نظر خود وارد شوید

چند رسانه ای

صوت: بحث و گفتگو دکتر جعفری در باب شبهات فرهنگی
صوت: گزارش صحن علنی دوشنبه 26 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
صوت: نطق اضطراری آخر سال دکتر قاسم جعفری در مجلس
گزارش صحن علنی 25اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش صحن علنی شنبه 24 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش صحن علنی 21 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش بازدید دکتر قاسم جعفری از حوزه گیفان

آخرین مطالب

آمار بازدید

امروز
دیروز
بازدید کل
1486
2985
4228408
پنج شنبه، 25 مرداد 1397

گالری تصاویر

No result...