A+ R A-

زلزله طبیعت ، زلزله اخلاق ، زلزله اعتماد

زلزله طبیعت ، زلزله اخلاق ، زلزله اعتماد یکشنبه که سالروز شهادت امام رووف بود مقدر آن بود که در مجلس یکی از دوستان دوران اسارت حاضر شوم. یکی از همسنگران خاطره ای را یادآور شد.

یادداشت/ درباره آن اسوه حسنه بشری

یادداشت/ درباره آن اسوه حسنه بشریاین روزها در آستانه سالگشت رحلت سر سلسله عالم خلقت قرار گرفته‌ایم، محمد (ص) نبی رحمت همان که وجودش امان از آتش است و فقدانش حزن و غمی بی پایان.

جا دارد که بیش از آن که به حق در فقدان آل رسول (ص) و شهادت سید شهیدان و ریحانه رسول الله حسین بن علی (ع) محفل ذکر می‌گیریم و امر ائمه را احیا می‌کنیم بر مظلومیت آنان می‌گرییم در فقدان رسول عالی مرتبت و گل سرسبد خلقت به اندیشه و تامل بنشینیم و جامه عزا بر تن کنیم و گریه کنیم.

خدایش فرمود: " (لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا) اﻷحزاب 21] " آنان را که اعتقاد به خدا و روز قیامت دارند رسول حق بهترین اسوه حیات است، نباید فراموش کرد که فردای قیامت درجات تقرب به خدا و رسولش بر مبنای تبعیت، اقتدا و امتثال اوامر خدا و رسولش توزیع می گردد چه که فرمود: " (إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَهَٰذَا النَّبِیُّ وَالَّذِینَ آمَنُوا ۗ وَاللَّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ) آل عمران 68.

او مصطفی حق است و مورد عنایت الهی، خدا وند فرمود : " (اللَّهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلَائِکَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ) الحج 75 " به عبارتی دیگر باید گفت در کنار هوش و ذکاوت و تلاش و ممارست آن چه باعث می شود توفیق کامل و وافر رفیق حیات آدمی باشد لطف خداوندگاری اش می باشد که بی خبران را چنین تنبه می دهد.

ای بی خبر از سوخته و سوختنی
عشق آمدنی است نه آموختنی

خدا او را انتخاب کرد زیرا او بهتر می‌داند رسالت خود را بر دوش که بگذارد " (.. اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ ۗ ..) اﻷنعام 124 "

مشی و سلوک سیاسی هر فرد در واقع متخذ از افکار و افعال عادی و طبیعی حیات اوست، پس با اندکی تامل در مراحل حیات و سیره نبوی می‌شود فهمید که وقتی در سه سالگی مهره یمانی را که دایه مهربانش حلیمه سعدیه به منظور حفاظت از شرور بر گردنش آویخت دور انداخت و گفت " مهلا یا اماه ان معی من یحفظنی " مادرم چنین مکن چون مرا خدایی همراهی می کند که نگاهبان من است، این یعنی نگاه توحیدی حاکم بر سرتاسر وجود نازنینش است.

رفتار موقرانه‌اش در سفر تجاری به همراه عموی بزرگوارش در عنفوان نوجوانی و دیدار با بحیرای راهب حکایت از اوج صلابت و تدبر و مردانگی و تحلی به اخلاق انسانی دارد.

او در دهه های اول زندگانی و قبل از اعلام خبر نبوتش در میان جامعه خود به صداقت و امانت داری شناخته می شود و در حقیقت تمام جاذبه و کشش اجتماعی اش همین راستی و درستی و خیرخواهی مردمی است که حاکی از سلامت نفس و کرامت شان است، کنز مفقودی که همه در پی‌اش می‌گردند.

او در زندگی خود یک صالح و مصلح اجتماعی بی نظیر بوده است . قریشیان یادشان نمی رود که سیل کعبه را خراب کرده بود و پس بنای مجدد بر سر نصب حجر الاسود مناقشه بالا گرفت هر بزرگی و قبیله ای می خواست که این افتخار را برای خویش ثبت کند و می رفت که درگیری و نزاع جان هایی را بگیرد اما حکمیت محمد امین در آن روز و رفتار حکیمانه و مصلحانه اش هم حق را قضاوت کرد و آرامش را به فکرها و جان های گریزان برگرداند.

حلف الفضول که ۲۰ سال بعد از عام الفیل و به دنبال یک حرکت جمعی نیکان در حمایت از غریبان مظلوم و مغصوب حاضر در مکه اتفاق افتاد چنان جنبه های انسانی زیبایی دارد که رسول خدا در مدینه با تمجید از آن می گوید در خانه عبد الله بن جدعان شاهد پیمانی بودم که اگر همه شتران سرخ موی را بدهند به آن خیانت نکنم و چنانچه امروز بدان خوانده شوم باز هم بپذیرم. در واقع نباید از یاد برد که حق تعالی مبنای جواز جنگ با رهبران کفر را در عهد شکنی آنان می داند و نه بی ایمانی شان ." (.. فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ ۙ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ) التوبة 12 "

رسول خدا در سال های حرا و مناجات های عاشقانه با روح و جوهر هستی اول خود ساخته شد و بعد برای اصلاح اجتماعی و انقلاب حقیقی الی الله به جامعه روی آورد، به تعبیری اول مربا شد و بعد مربی، راستی اگر امروز کافه مسوولان نظام اسلامی چنین سیرتی داشتند دیگر پدیده هایی چون آقازادگی و زیغ پس هدایت و فساد بعد از سلامت و دنائت اخلاقی پس از تهذیب در خیلی ها بروز و ظهور نمی‌یافت.

آن وجود نازنین برای هدایت و سعادت مردم خودخوری می کرد: " (لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ) التوبة 128 راستی این حرص برای بهبود اوضاع مسلمانان، این غمگساری از شرایط اسفبار جهان اسلام و این حس رحمت و شفقت به فرزندان امت اسلامی در میان چند درصد از حکام اسلامی یافت می‌شود؟!

اینانی که برای ماندن بر کرسی قدرت همه چیز و همه کس را قربانی می‌کنند با حقیقت محمدیه (ص) هیچ ارتباطی حمیده ندارند و بلکه هر قول و حرفشان چند گام فاصله با شریعت سمحای مصطفای حق است.

این که علما و مفسران بر آن باورند که عمده آیات و سور مکی مبین احکام زیربنایی و اعتقادی اسلام بوده است و آیات و سور مدنی به تشریع آیین حکومت داری و رفتارهای عملی مومنان بیشترین اهتمام را داشته است ملهم این پیام روشن است که در عرصه تبیین حکومت دینی و ابعاد فکری و نظامات ساختاری آن باید جهاد علمی کم نظیری صورت گیرد و اینک پس از چهل سال از انقلاب اسلامی باید دید ما در کجای کاریم، فرصت‌ها و چالش‌ها را دریابیم و نقشه راه مبتنی بر حقایق و تجربیات مفیده طراحی و اجرا کنیم.

قیام و حرکت رسول خدا در امتثال سخن خداوند لله بود ، " (قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ ۖ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ..) سبأ 46، او در این مسیر تحمل همه مشاکل را بر خود آسان پنداشت، او می فرمود " ما اوذی نبی مثل ما اوذیت " هیچ پیامبری به اندازه من اذیت نشد، اما همه این ها را برای خدا آسان می شمارد و جز به ادای رسالتش نمی‌اندیشید.

او که فقط نگران دین خدا و سرنوشت امت بوده است تنها در خواستش ماندن آحاد مومنان بر گرد دو میراث گرانبهایش یعنی کتاب خدا و عترت رسولش ص بوده است، او چنان بر هدف الهی اش ایمان دارد که تطمیع و تهدید و .. برای انصرافش راه به جایی نمی‌برد و می‌گوید اگر خورشید را در دست راستم و ماه را بر دست چپم بنهید باز هم از ادای وظیفه الهی‌ام منصرف نمی‌شوم.

آن رسول کریم حتی سختی هجرت و جلای وطن را برای یارانش به حبشه و ترک زادگاهش به سوی یثرب هموار می بیند اما از رسالت خداوندی کوتاه نمی آید، همان سنتی که بزرگان صحابه و عالمانی ربانی چون امام خمینی ره در طول تاریخ بدان تاسی کردند و همه هست و نیست خود را از طیب نفس در پای حقیقت ریختند تا در قیامت خطاب نشوند " (.. أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِیهَا..) النساء 97.

او اهل پیمان بود و عیش مسالمت آمیز را کلید اصلی زندگی اجتماعی می دانست . به مصداق " (لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ ..)البقرة 256 هرگز کسی را مجبور به پذیرش اسلام نمی‌کرد اما بر سر پیمان ماندن را خط قرمز می‌دانست.

با یهود مدینه بویژه قبایل مهمشان معاهده مشترک بست و تا آنان نقض نکردند بر آن پای فشرد. گر چه آن قومی در عهد شکنی محترفند و او نیز برای این تخلف غیر قابل گذشت درس بزرگی به ایشان داد. آنان پذیرفته بودند که علیه پیامبر و یارانش با کسی هم آورا نشوند و آشکار و پنهان نه با دست و نه با زبان و سلاح و مال و غیره در اردوگاه دشمنان پیامبر ص قرار نگیرند اما در عمل شدند بنی قریظه ، بنی نظیر و بنی قینقاع پیمان شکن.

او پیامبر خدا بود و دارای مقام عصمت و موید به تاییدات الهیه . خدایش صحه گذاشته بود که (وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَىٰ) النجم ٣، ٤ " اما ظرفیت پذیرش نقد بالایی داشت تا جایی که برخی نه در مقام استفهام حقیقی که بی ادبانه به اعتراض برمی خاستند اما او با خلق عظیم و حلم و صبر کریمانه همه آن جفاها را برمی تابید . پس از غزوه بنی هوازن مشغول تقسیم غنایم بود که حرقوص بن زهیر به گستاخی خطابش کرد " اعدل یا رسول الله " و بلکه رسالتش را نیز نادیده گرفت دهان گشود که " اعدل یا محمد ! " برخی اذن شمشیر بر گردن او خواستند اما به بزرگی منشش اذن نداد و به او گفت " ویلک ان لم اعدل فمن یعدل " بیچاره اگر من بی عدالت باشم رفتار عادلانه نزد کیست؟!

رسولی که یار و دلداده فراوان داشت اما هرگز نمی خواست بار خاطرشان باشد . او بر این سیره بود که " المومن قلیل الموونه و کثیر المعونه " من کم زحمت و پر منفعت است . کارش را خود می کرد بارش را خویش می کشید و چون اصحاب با افتخار پیش قدم می شدند می فرمود " صاحب المتاع احق بحمله الا ان ایکون ضعیفا به فیعینه اخوه المسلم " راستی حال مسوولان ما چگونه است که امروز در اثر نگاه اشرافی به زندگی بار سنگینی مادی و معنوی بر دوش بیت المال و جامعه نهاده اند؟

یکی از حسرت های بزرگ امت اسلامی درک جامع از واقعیت اسلام و قرآن و برخورد منطبق با آن در مقام عمل فردی ، اجتماعی و حاکمیتی است، یکی با استناد به این که حضرتش فرمود :" هل الدین الا الحب " توهم می‌کند که با همه باید یک طرفه مهربان بود و فقط مذاکره کرد تا جایی که برایش لطیفه می‌سازند گفته به جای رمی جمرات در موسم حج به آن می‌اندیشد که آیا با مذاکره قابل حل است یا نه؟! قصه پر غصه برجام در بستر چنین اندیشه ای شکل گرفته است که اینک میراث امتیازهای داده شده و قول امتیازهای فراوان نسیه اش همگان را رنج می‌دهد.

آنان اسم چنین رفتاری را " اسلام رحمانی " نهاده‌اند، اما یادشان رفته همان صاحب خلق عظیمی که در فتح مکه با شعار" الیوم یوم المرحمه " حس انتقام جویی خیلی‌ها را به محبت جوش داد فهرست معتنابهی از معاندان لدود و لجوج را فاش کرد و فرمان داد: آنان را بکشید حتی اگر آویزان بر پرده کعبه بودند.

آن فرستاده حق سیاست را ابزار رسیدن و ماندن بر قدرت نمی دید و هرگز با حس فرصت طلبی در صدد افزودن بر محبوبیت خویش به هر بهایی بر نمی‌آمد، آن روز که طفل دلبندش ابراهیم آن جهانی شد و همزمانی کسوف از منظر عوام به عظمت مرتبه محمد ص و تعزیت خورشید در غمگساری با او تفسیر شد او حقیقت ربانی بودن را تجلی بخشید و فرمود : کسوف و خسوف دو پدیده طبیعی اند و برای مرگ کسی اتفاق نمی افتند بلکه دو آیت الهی اند پس از وقوع آن باید نماز آیات بگذارید.

مقایسه کنید با سیاستمداران و رسانه هایی که در مصیبت زلزله نه تنها مرهم زخم مصیبت زدگان نیستند بلکه در پی پراکندن بذر نفرت و چیدن محصول قدرت و انتقام جویی از رقیبانند که مثلا تخریب خانه های مسکن مهر در فلان حجم اتفاق افتاده است. ( خبری که هنوز به هیچ پایه علمی و منبع مستقل منصف و صادقی تایید نشده است).

او آحاد امت را به اعتصام به حبل الله می خواند .از تفرقه و تشرذم برحذر می داشت و به محبت و تالیف قلوب ، مواسات با ضعفا ، اغاثه مظلومان و تقابل با ظالمان ، کار و تلاش و تولید ثروت حلال ، پرهیز از کل بر دیگران شدن و ..توصیه می فرمود و عداوت و نفاق و کینه و ..باز می‌داشت.

اوج حکمت رسول خدا را در توجه و عنایت حضرتش به آینده امت باید دید . او همچنان که فرمان الهی آمد که :" (یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ..) المائدة 67 جانشین خود برای استمرار دین خدا و تداوم آیین خوبی ها را معرفی کرد. کاری که از روز اول با اعلان و افشای رسالت خود در " یوم الدار " بر آن اهتمام داشت.

او به خوبی فرموده بود که بدون امامت تمام رشته های رسالت پنبه خواهد شد. بماند که امت با میراث رسالت چه کرد و تاوانش چه شد؟
خدایا آن چه ما می گوییم نمی از یم است و تنها بهانه سر انقیاد بر آستان کریمانه اش نهادن و الا آن بزرگ آسمانی کجا و امثال ناچیز فرشی؟

یادداشت/ در شلوغی همه چیز می دهند

یادداشت/ در شلوغی همه چیز می دهندبه سختی خود را به ورودی حرم امام علی ع - باب الساعة - رساندم هر کسی حالی داشت و به قدر مقدر دریافت فیض می کرد. کسی از اهل دل را تصادفا دیدم. از سفر سامرا و کاظمین به نجف آمده بود.

آن بهای گزاف و این دستاورد قلیل

آن بهای گزاف و این دستاورد قلیلچند سال پیش فرصت سه چهار روزه ای پیش آمد تا خانواده را برای دیدن شهر تاریخی همدان همراهی کنم. اگر حافظه یاری کند بچه های بسیج در محوطه آرامگاه بابا طاهر عریان نمایشگاهی با عنوان آسیب ها و خطرات فرهنگی دایر کرده بودند ؛ مثلا چند دیش ماهواره با اتیکت " دجالواره " در قسمتی تعبیه شده بود و در کنارش مرقومه ای حاوی آسیب های ناشی از استفاده نادرست از این تکنولوژی پیام های آگاهی بخشی را منتقل می کرد.

یادداشت/ متن های رها شده !

یادداشت/ متن های رها شده !سال ۶۲ بود و نیروها کم کم برای یک عملیات بزرگ اماده می شدند. در منطقه ای معروف به سایت ۴ و ۵ استقرار داشتیم .من به عنوان طلبه رزمی تبلیعی بودم و عزیز دیگری هم به عنوان روحانی با حدود ۳۵ سال سن تیپ ما را همراهی می کرد. درست روزی که فردایش باید عازم عملیات می شدیم این بزرگوار در موصوع گناه بی حرمتی کردن به نان و دور ریختن ریزه های ان و این چیزها حرف زد.

یادداشت/ زنگ مدرسه ، کلاس دانشگاه ، شور مهر

یادداشت/ زنگ مدرسه ، کلاس دانشگاه ، شور مهراگر قرار است یک جشن واقعی برگزار کنیم بر خلاف خیلی موارد که بهانه ای بیش نیست، شور تعلیم و تعلم یک دلیل واقعی است .شتاب بیش از ۱۳ میلیون دانش آموز ، قریب به یک میلیون معلم ، ۴.۵ میلیون دانشجو و قریب به ۱۰۰ هزار استاد دانشگاه برای اجتماع در محفلی که بهترین محافل است و امام معصوم ع با همه ارج و قربی که عبادت دارد مذاکره علم و علما را در شب قدر افضل اعمال می داند رستاخیزی شور آفرین است.

علم دارای ارزش ذاتی است و عقل و نقل موید این مدعاست . قرآن کریم می گوید اگر خدای متعال عبد مومنش را به درجه ای رفعت شان داده است ،برای بنده مومن عالمش ، درجاتی رفیعه نهاده است(..يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ) المجادلة 11] خدای علیم همچنان که به تعلیم و تعلم و زانوی ادب زدن در برابر دانشمندان فرا می خواند به نافع بودن علم هم اهتمام می ورزد.

در قاموس دینی برخی علوم فضله محسوب می شوند یعنی گر چه بودش یک مزیت است اما چه بسا به بهای عمر و هزینه هایی که برای کسب آن پرداخت می شود ، نیرزد. معلم فارسی می گفت بچه ها " دبستان " یک واژه ترکیبی است ؛ ( ادب + ستان ) در واقع گذشتگان صالح ما بر این باور بوده اند که خروجی مدرسه باید بشود انسانی محلا به ادب و فضائل انسانی.

لابد پرسش های پنهانی ذهن های ما را حک می کند که آیا محصول مدرسه های امروزین همین است ؟! آیا ما معلم ها - فرقی ندارد مدرسه یا دانشگاه - مربا شده ایم که در کسوت مربی خودنمایی می کنیم ؟ خدا خیرش دهد آن پیر دیر را که در محفل رمضانیه با استادان گفت : "استاد و معلم نقش منحصر به فرد دارد . استاد امیدوار، مثبت اندیش ، دارای عزم و نیت قاطع برای خدمت ، معتقد به اصالت سرزمین ، مبانی دینی و انقلابی بسیار اثر گذار است . و البته عکس این هم صادق است.

شما استادان باید اعمال ولایت علمی بر دانشجویان بنمایید ،" اعمال ولایت علمی یعنی نفوذ معنوی و جریان طبیعی روح قوی معلم در مملکت وجود شاگرد و دانشجو (..رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا ۗ ..) الزخرف 32] تسلط و احاطه علمی یک معلم ، شرط اساسی تکیه زدن بر کرسی معلمی و استادی است ؛ اما باید دید امثال نگارنده قبلا بر کشور وجودش چیره شده است و مراتب تزکیه و تحلیه را در حد انتظار به شاگردی نشسته است و راه های تباهی اعتقادی و اخلاقی بر خویشتن بسته است یا نه؟

یاد آن استاد صاحب نفس به خیر می فرمود : از آنها نباشید که می گویند " احب الصالحین و لست منهم " یعنی بر حذر باش از این که در قول به ستایش نیکان نشینی و در عمل بر مرامشان نباشی . باز همان پیر حکیم می فرمود : " دانشگاه باید مرکز علم ، نوآوری و اثرگذاری بر جامعه باشد .از همان ابتدا سلطه گران اجازه ندادند محصول علمی دانشگاه متناسب با شرایط ایران باشد.

جنبه های نوآوری را در اختیار خود گرفتند و اثرگذاری را از طریق دستگاه های فرهنگی و امنیتی محسوس و نامحسوس مدیریت کردند . سعی کردند متاع علمی دست دوم به دانشگاه ما بدهند و آنجا را پایگاه انتقال ارزش های غربی به جامعه ایرانی قرار دهند.

با همه این ها دانشگاه پای کار انقلاب و امام آمد ." البته برخی از ماها زحمت نمی کشیم ، از شدت کار عرق نمی ریزیم . در طی مراحل حیات خضر صفتانی را به همرهی نمی گیریم اما در وادی اوهام خود را بر عرش افتخارات نشانده ایم و با ادعاهای گزافمان گوش فلک را ناکار کرده ایم .او می گفت : " یک استاد به دو شیوه اثرگذار است الف : شاگرد پروری ب : نقش آفرینی در خارج دانشگاه.

شما باید برای آینده پر مساله دانشجو پرورش دهید تا از حباب وابستگی بیرون بیاییم . " آیا ما در حوزه تدریس خود چنین نقشه ای فردی یا جمعی تدوین کرده ایم یا در یک روز مرگی دچار گذران زندگی باری به هر جهت شده ایم ؟ طرح این سوالات هرگز به معنای نادیده گرفتن شان و تلاش سکانداران عرصه علم نیست اما فاصله وضع موجود تا حال مطلوب را هم باید به دیده اعتبار نگریست.

البته در خصوص مدرسه انکار نکنیم که متون درسی دشوارند و حجیم . والدین با راه حل ها و فرمول های مورد نظر کتاب های تدوین شده نا آشنایند و بسیاری معلمان این عارضه را مثبت می انگارند . موسسات آموزشی خارج از مدرسه و مولفین کتب کمک درسی بر توجیه این مطلب دامن می زنند . حافظه محوری یکی از بلایای خانه کرده در کالبد آموزش کشور است.

چالش های فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی از فرایند جذب معلم تا توزیع ناعادلانه امکانات و نیرو بر فرایند مدیریت و آموزش سایه افکنده است . مدیران و وزیران به نوبت می آیند نغمه های خود ساز می کنند و افسوس که در بس تری می نوازند که چون می روند چنان خرمی در آن نغمات نبوده است که مردم به یاد بسپارند.

البته محیط ناسازگار نغمه های خوش مدیریتی و محتوایی را هم اگر بوده است برنمی تابد . راستش را بگویم از بیان یک واقعیت همه هراسانیم یعنی بخش عظیمی از استادان و معلمان ما شاید کمتر از بازاری و صنعتگر برای به روز شدن دانش و تحول در روش آموزش دهی وقت می گذارند اما کسی جرات گفتنش با صراحت را ندارد چون مدعی زیاد است و متهم به توهین و غیره خواهد شد.

رای برای یک مجلسی ، حفظ شرایط و نوعی محبوبیت برای یک وزیر ، ژست حاکمیتی برای مدیران خاص برخی از همین ملاحظات است .اواخر شهریور یکی از سالها که رییس دانشگاه بودم به مجمع حدود دویست نفره مدیران مدارس یک منطقه دعوت شدم ؛ در ابتدا متواضعانه پرسیدم در این سه چهار ماه چند نفر گاهی مطالعه داشته اند ، تنها ۳ یا ۴ نفر دست برداشتند و نه بیشتر ، یکی دیوید کاپرفیلد به انگلیسی خوانده بود یکی جلد یک رمان کلیدر و یکی کتاب معاد حاج محسن قرائتی.

آن روز پیشنهاد دادم ای کاش! عزیزان معلم دست به قلم می بردند و لااقل به ازای هر سال سابقه تدریس یک یا چند خاطره پیش آمده در مدرسه را می نوشتند. البته که این دست به قلم شدن برکت ها داشت و به سایر ساحت های مطالعه نیز قد می کشید. نمی گویم اهل درس و قلم در این قشر کمند اما آنان که با قلم دچار متارکه عاطفی اند نیز پر شمارند. من می پذیرم که وضع نامناسب معیشت و احساس تبعیض و یا وقوع آن عاملی اثرگذار بر این مقوله است لیک اسب براق معلمی را که مرکب عشق است و شور و سوز درون ، نباید با کاستی هایی اینچنین لگام زد و سوارانش را به مقصد نارسیده وانهاد.

معلم چون انبیاء انسان ها را به امانت می گیرد . آدم می پرورد و بر جام جانشان ادب می ریزد . در کتاب لذات فلسفه جمله جالبی دیدم که روم را سربازان و جنگاوران مسلح شکست ندادند بلکه مادران آلمانی با زاد و ولد فراوان و فرزند پروری خویش مغلوب ساختند.

از سویی معروف است که گفته شد اگر می خواهید کشوری را در اختیار خود بگیرید باید برای تسلط بر آموزش و پرورش آن کشور همت بگمارید. کاش همچون تجربه مجلس هفتم یک بار ۵ یا ۷ میلیارد دلار برای نوسازی و بهسازی و تجهیز و هوشمند سازی و ترمیم نگاه فرهنگی حدود یک صد و ده هزار واحد آموزشی مصوب گردد . کاش برنامه اقدام دقیق سند تحول طراحی و اجرا گردد و قدمی اساسی برای تامین حقوق و مزایا برداشته شود تا دیگر معلم عزیز حرف از مضیقه معاش بر زبان نراند و کاش ..

در هر صورت اول مهر فرصت مغتنم و گاه دانش و اندیشه است خوب است هر کسی به مقتضای مکنت - به کسر میم - و مکنت - به ضم میم - خویش تلاش کند تا بر وظایف خود وقوف یابد و عمل کند. شهروند به گونه ای ، دانش آموز و دانشجو و و معلم و استاد به گونه ای و مدیران و مسوولان سطوح مختلف در خور امکانات و توقعات از هر کدام به گونه ای باید پا در میدان نهند و کارها را درست به پیش برند. در هر دو بخش اسناد خوبی تهیه شده است " سند تحول بنیادین آموزش و پرورش " نقشه جامع علمی کشور ، " سند چشم اندتز ۱۴۰۳ " " سند اسلامی کردن دانشگاه ها " سیاست های کلان اجرای ابلاغی در هر مورد و ..که امیدواریم در اجرای آن همه اهتمام کنیم و سرنوشت ملت و آینده فرزندان خود را به ساخته و پرداخته دیگران همچون سند ۲۰۳۰ گره نزنیم./

انتهای پیام

یادداشت / جماعت واقفیه در انقلاب

یادداشت / جماعت واقفیه در انقلابسال ها پیش بزرگی نقل می کرد ظاهرا شهید رجایی گفته بود زمانی می رسد عده ای ممکن است برای اسلام و انقلاب از مال و حتی جان خود بگذرند ولی از اعتبار و آبروی خود خیر . این گروه را که در میان آنان نام آشناهای بزرگی نیز یافت می شود می توان فرقه واقفیه انقلاب نامید.

شنیده ها، قضاوت ها، اظهارات

شنیده ها، قضاوت ها، اظهاراتباید برای عیادت مریضی که حقوقی بر من دارد به بیمارستان می رفتم .بنا به ملاحظاتی آژانس را بر ماشین شخصی ترجیح دادم . راننده جوان و خوش مشربی به تور من خورده بود . با خنده گفتم اگر کرایه می خواهی باید کنار این خودپرداز نگه داری ؛ موقع بازگشت دیدم راننده جوان کمی جلوتر کنار خانم جوانی که تیپ تقریبا سانتی مانتالی داشت مشغول ور رفتن با خودروی شاسی بلند است .

سجود کلمات بر هیبت خدایی ات !

سجود کلمات بر هیبت خدایی ات ! بغضی به بلندای دماوند، به وسعت کویر و به تلاطم دریا وجودم را گرفته است. می خواهم از تو (شهید حججی) بنویسم اما ابهت نگاهت و صلابتی که بر چهره ات موج می زند (حتی اگر دستانت بسته باشد) بر وجودم چیره است و مانع جریان کلمات بر بستر کتابت می شود.

یاد خبرنگاران شهید و جانباز و همه تلاش گران هدهد صفت عرصه ایثار و جهاد مقدس را گرامی می داریم

یاد خبرنگاران شهید و جانباز و همه تلاش گران هدهد صفت عرصه ایثار و جهاد مقدس را گرامی می داریمخبرنگاران صادق و امین یکی از شریف ترین و در عین حال سخت ترین کارهای عالم را انجام می دهند. اطلاع رسانی درست و در عین حال تبدیل شدن به زبان و قلم برای مظلومان و حقیقت جویان بهای سنگینی است که بسیاری از خبرنگاران با عمق ایمان و اعتقاد و احساس رضایت آن را می پردازند.

مقالات دیگر...

  1. ترجمه یک یادداشت/ حافظ اسد اینگونه مرا کنف کرد
  2. خدا حافظی با ریال...!!!
  3. یادداشت/ دوستانه با وزیر محترم بهداشت...
  4. شایعه را دشمن می سازد، عوام‌فریب پخش می‌کند، و تو ای هم وطن! به هوش باش
  5. فهم شهادت انتزاعی!! تدبیر و اعتدال عینی!
  6. رأی حلال، رأی حرام!
  7. تورق کتاب حیات اجتماعی چند سال اخیر
  8. براستی کارگر عزیز، تو هم خوب معلمی هستی، معلم صحنه های زندگی
  9. تو را که شغلت عشق و شور و شعور تعلیم و تربیت است با همه تواضع تکریم می کنم
  10. یادداشت/دولت را جهانگیری اداره می کند یا روحانی؟!
  11. کاندیدای پوششی، خلاف شرع و قانون!
  12. یادداشت/ یک سخن ، یک شبهه ، یک پاسخ
  13. گام های لرزان و طمطراق صدای کوبان
  14. قصور یا تقصیر مساوی با سوء انتخاب
  15. فی باب ادعاء الاجتهاد و الامساک عنه
  16. رفتار دولت ها و تغییر ذائقه شهروندان
  17. می شود خدمت نمود / لیک بی منت نمود می شود با دل پرید / زین هیاهوی پلید
  18. علت نه گفتن به سقف ۲۴ میلیونی حقوق مدیران
  19. - تعامل با دنیا خوب بلکه ضروری است اما در چهارچوب تعریف شده نظام
  20. ساعت 12 روز نهم اسفند راهی سفر شدیم/ سفری مبهم!
  21. خاطره شب آتش و آویشن/ آن ماندگان و ما رفتگان
  22. مردم در ابتلا و مصیبت ، آن سو مرده خوری
  23. جبهه مردمی امیدواری و عمل جدی
  24. یادی از اولین حضور در قم برای شروع درس طلبگی
  25. این عاقبت همگان است و سنت غیر متغیر الهی، وقتی فرا رسید تاخیر و تقدیم نمی پذیرد
  26. هنر رهبری از منظر امام عسگری (ع)
  27. با فکر بسته پرواز نتوان کرد
  28. درسی از رفتار اصحاب با حاکم
  29. چرا هوای تازه جبهه مردمی نیروهای انقلاب؟
  30. خسارت فتنه جبران نمی شود...
  31. ادله اربعه می شود پنج تا؛ کتاب، سنت، عقل، اجماع و قول اوباما!
  32. چند نکته درخصوص فتنه...
  33. دقایقی با قرآن/ قلب سلیم... قلب مریض...!
  34. یادداشت/ بازخوانی آن بیست دقیقه قدیمی!!
  35. گریه دقیقاً برای کدام آرمان امام؟؟!!
  36. برجام، تمدید تحریم و رسالت انقلابی ها
  37. یادداشت/ علی مطهری که از نزدیک دیده ام!!
  38. فرض کنید موکب رییس محترم جمهور به فلان استان رفته باشد و به مردم بگویند به دلیل شلوغی‌دفعه بعد بیایید
  39. آیا می توان همگان را راضی کرد؟ هم مردم و آرمان های امام را حفظ کرد و هم کداخدا را راضی نگهداشت؟
  40. یک اتفاق و دو برخورد/ آتش بازی خوب، آتش بازی بد
  41. گشت و گذار در کوچه های نمایشگاه مطبوعات
  42. یادداشت روز/ گشایش نمایی، اختلاس زدایی!!!
  43. یادداشت/ دانشگاه پیام نور، بیم‌ها و امیدها
  44. سلیمان، هد هد، شایعه!! جامعه ما را چه شده است که دهان بر هر چیزی می گشاییم؟
  45. خاطره دکتر جعفری از اسارت/ تغییر کابینه و دوست قلقلکی!!
  46. قاسم جعفری: بد خواهان اسلام و قرآن و نظام در پی بهانه اند تا از طایفه مومنان انتقام بگیرند
  47. دلنوشته/ پرواز به امیدیه
  48. زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد/سفری به هند!!
  49. تیم‌های از خودراضی چگونه گزارش می‌دهند؟! همدردی با پابرهنگان در فرمانیه!!
  50. به نام هنرمند به کام رای! در صورت رعایت حدود شرعی و قانونی، کنسرت مشکل ندارد

چند رسانه ای

صوت: بحث و گفتگو دکتر جعفری در باب شبهات فرهنگی
صوت: گزارش صحن علنی دوشنبه 26 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
صوت: نطق اضطراری آخر سال دکتر قاسم جعفری در مجلس
گزارش صحن علنی 25اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش صحن علنی شنبه 24 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش صحن علنی 21 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش بازدید دکتر قاسم جعفری از حوزه گیفان

آخرین مطالب

آمار بازدید

امروز
دیروز
بازدید کل
2355
3434
3697385
پنج شنبه، 23 آذر 1396

گالری تصاویر

No result...