A+ R A-

روایت شهیدان زنده، از زندگان شهید

روایت شهیدان زنده، از زندگان شهید؛

98/07/02روایت شهیدان زنده، از زندگان شهید

سومین روز هفته دفاع مقدس به نام شهدا جانبازان و آزادگان نامگذاری شده است . به همت بسیج اساتید پیام نور تهران جنوب جلسه انسی برگزار شد . حدود ۲۰ نفر از همکاران از جمله رییس پیام نور  استان و رییس واحد آمده بودند. برخی از شرکت کنندگان هم از آن دوران یاد ماندنی خاطراتی گفتند . 

دکتر بیگدلی که خود رزمنده و جانباز است  و افتخار فرزندی  شهید را دارد می گفت : در پادگان دو کوهه یک روز جمعه قرعه به نام من افتاد که نگهبانی دهم و دیگران رفتند برای نماز جمعه . در پی راهیی بودم تا از فیض فریضه جمعه بی نصیب نمانم . جوانی نجیب با چهره ای دوست داشتنی بر من گذشت ؛ بگفتم برادر ! خواهشی دارم ،  اگر یکی دو ساعت به جایم نگهبانی دهی تا عازم نماز شوم قول می دهم چند ساعت ، حتی در دل شب به جای شما نگهبانی دهم. او قبول کرد ؛ در حین خدا حافظی از او عهد گرفتم که مبادا این راز افشا شود و به فرماندهی برسد . از نماز که برگشتم با فرد دیگری روبرو شدم . با لبخند  گفت با حکم همو که با تو معامله کرده بود این جا ایستاده است . . تازه فهمیدم که فرمانده لشکر ، حاج ابراهیم همت را به شغل شریف نگهبانی گماشته ام. 

دکتر اورکی  می گفت عراقی ها در اول جنگ تا دروازه های اهواز آمدند و ما فکر می کردیم عن قریب شهر را اشغال می کنند اما خدا را شکر هرگز چنین نشد. بعدها که یکی از فرماندهان ارشد عراق را اسیر کردیم ، پرسیدیم چطور شد که وارد شهر نشدید ؟ از پاسخش معلوم شد که  خداوند رعبی در دلشان نهاده تا احساس کنند انگار تله ای نظامی برایشان گذارده شده است و با ورود به شهر گرفتار باتلاق می شوند. !

دکتر طائران می گفت وقتی گروهی را به جبهه می بردند مرا به دلیل سن کم و قد کوتاه پس زدند. گروه اعزامی قبل از سوار شدن بر اتوبوس ها با  لباس نظامی و پیشانی بند های یا زهرا یا مهدی با رژه نظامی به خداحافظی با همشهری ها و خانواده پرداختند من هم سریع پیشانی بند بستم و خود را در ستون جا زدم .بعد هم عازم کردستان شدم. 

دکتر ابراهیمی از صحنه های بمباران ایلام که آن روزها خود شاهد بوده است و لحظه های لت و پار شدن بدن شهروندان عادی از طفل صغیر تا شیخ کبیر خاطراتی گفت . 

دکتر خانیکی از سنگرسازان بی سنگر گفت و با خاطراتی از کربلای ۵ دل ها را جبهه ای کرد. کربلای ۵ که صدامیان نام آن را " معرکة ام المعارك " گذارده بودند ( مادر نبردها ) عملیاتی که با تقدیم خیل عظیمی از شهدا  و گذشتن از سخت ترین موانع مثل کانال های آب ، سیم های خاردار با بار الکتریسیته ، میدان های وسیع مین ، بشکه های  انفجاری و غیره برتری نظامی نیروهای اسلام بر نیروهای کفر ثابت شد و جهانیان فهمیدند که نیروی ایمان بر همه ابزارهای مدرن نظامی و تاکتیک ها و تکنیک های آموزشی  در آکادمی های پرنام دنیا غالب است . 

البته در اول جلسه به پیشنهاد بانیان محفل این بنده ناچیز نیز ضمن ارائه تحلیلی از مسائل روز خاطراتی از جبهه و اسارت بیان کردم.

یکی از آزادگان می گفت پس از اسارت ما را با  دستانی بسته در میدانگاهی میان دو جبهه به عنوان سپر انسانی قرار دادند. شرایط سختی بود هر آن ممکن بود با آتش توپخانه خودی کشته شویم . در همین اوضاع افسر عراقی در حالی که از شدت غضب دندان در هم می کشید دو نفر از بچه ها را که لباس سپاه بر تن داشتند با دست و پا و چشمان بسته در بالای خاکریز قرار داد . هر یک از آن دو را در پیش چشمان اسرا با گالن بیست لیتری بنزین غسل داد و آنگاه از دور گلوله آتش را بر جانشان انداخت . خیلی وحشتناک بود که زنده زنده سوختند و تنها تکه های کوچکی از جسم رشیدشان به پایین خاکریز لغزید تو گویی می آمدند که با ما دلسوختگان دست بسته خداحافظی کنند و ما را به امانت در رسالتی که در پیش داریم یاد آور شوند. 

جای خوشحالی است که یکی از همکاران خانم پیشنهاد داد کتابی حاوی خاطرات استادان ایثارگر دانشگاه پیام نور تدوین شود. 

در پایان خدا را سپاس می گویم بر برگزاری چنین جلسه ای و حسرت می خورم که کاش به جای بیست نفر ،  دویست نفر از همکاران مهمان شهیدان زنده و زندگان شهید می شدند.

نظرات/سوالات

  • هیچ نظری یافت نشد
لطفا برای ثبت نظر خود وارد شوید

چند رسانه ای

صوت: بحث و گفتگو دکتر جعفری در باب شبهات فرهنگی
صوت: گزارش صحن علنی دوشنبه 26 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
صوت: نطق اضطراری آخر سال دکتر قاسم جعفری در مجلس
گزارش صحن علنی 25اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش صحن علنی شنبه 24 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش صحن علنی 21 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش بازدید دکتر قاسم جعفری از حوزه گیفان

آخرین مطالب

آمار بازدید

امروز
دیروز
بازدید کل
99
412
5370771
شنبه، 02 آذر 1398

گالری تصاویر

No result...