A+ R A-

شفافیت در حکمرانی

 

    این هفته در تاریخ 98/07/15 در دانشگاه پیام نور  در راستای کرسی های نقد و نظر جلسه ای  تحت عنوان شفافیت در حکمرانی  که بنده حقیر دبیر آن بودم برگزار شد که به شرح ذیل می باشد:شفافیت در حکمرانی

   بسم الله الرحمن الرحیم؛الحمدالله رب العالمین؛و صل علی سیدنا و مولانا محمد و آله طاهرین؛قال الله الحکیم فی کتاب الکریم؛اعوذبالله من الشیطان الرجیم ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُم» و قال تبارک و تعالی: «اسئل الله من فضله» و قال تبارک و تعالی: «مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قیلاً

 

   در ابتدای جلسه لازم است از توجه عزیزان نسبت به حضور در جلسه و درک اهمیت جلسه تقدیر و تشکر ویژه داشته باشیم.

   شفافیت از جایگاه ویژه ای در جامعه برخوردار است؛موضوعی که بسیاری از اصحاب رسانه؛مسولان و تریبون ها به آن پرداخته اند؛اما نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد پرداختن شفافیت از منظر عام است؛شفافیت از منظر دین به چه صورت است؟ما در خصوص شفافیت باید چه اقداماتی انجام دهیم؟در دی ماه سال گذشته(97) توفیقی حاصل گردید و در جلسه ای در اداره کل دادگستری تهران،با حضور قضات،وکلا و ...،اینجانب جزو اولین افرادی بودم که شفافیت قضایی را مطرح نمودم که اتفاقا این بحث مورد توجه بسیار قرار گرفت.به اعبارت ساده تر اگر قضات بدانند که دیده می شوند ؛بسیار تاثیرگذار است.

   اما در جلسه حاضر باید به این نکته توجه شود که بحث ما کلی است به صورتی که شفافیت باید حتی در نهادهایی که جامعه برای آنها تقدسی قایل است علی الخصوص در ائمه جمعه هم وجود داشته باشد.شفافیت باید در کارکردهای مرجعیت معظم ما هم وجود داشته باشد؛که دارد.زیرا اگر غیر از این باشد نتیجه نخواهیم گرفت.لذا باید به این نتیجه دست پیدا کرد که مجموعه آنهایی که مستقیم و غیر مستقیم در حاکمیت دخیل هستند باید مورد توجه قرار گیرد.

در یک تقسیم بندی کلی حکومتها در طول تاریخ چند نوع بوده است:

 

1-     حکومت شخصی با به اصطلاح دیکتاتوری:

فردی در رآس هرم قدرت نشسته که قانون،اجرا و قضاوت را انجام می دهد.(که نامش می شود :شاهنشاهی،امپراطوری و هر چه که می تواند بر پایه شخص باشد.)

 

2-     حکومت آریستوکراسی یا حکومت شایستگان و نخبگان:

حکومت آریستوکراسی در طی زمان معانی مختلفی داشته است.به عنوان مثال  دموکراسی.واژه دموکراسی که خالق آن ارسطو است و البته نظر دموکراسی از نظر ایشان دموکراسی عصر حاضر نیست؛بلکه دموکراسی بین شهروندان و غیر شهروندان و با دموکراسی بین اشراف و طبقه خاص.

و یا آریستوکراسی افلاطون که حکومت نخبگان را مورد نظر قرار داده است.

 

3-     حکومت دموکراسی یا حکومت مردم است.

     تعریف از دموکراسی بسیار زیاد است از قبیل مستقیم و غیر مستقیم و از قبیل اینها.

 

4-     نوع دیگری از حکومت که در تاریخ به آن توجه شده است حکومت تئوکراسی یا حکوت های دینی است.مانند قرون وسطی یا حکومت کلیسا و به این صورت بوده است که خود را نماینده خدا بر روی زمین می دانستند و می گفتند که هر چه که ما بگوییم باید انجام بشودو حتی دادگاههایی که در آن رمان انجام می شده بر همین مبنا بوده است.

5-     اما حکومتی بعد از انقلاب اسلامی برای بشر ایجاد گردیده است که می شود نام آن را تئودموکراسی نام گذاری کرد؛که ترجمه زیبای آن همان مردم سالاری دینی است.

در مردم سالاری دینی منشا حکومت دین است و ملاک،حکومت خداست؛اما مردم بر سرنوشت خود حاکم اند و فعلیت حکومت با مردم است.و به همین دلیل است که امام بر حقی (امیرالمومنین علی ع )که شایسته  حکومت است؛در مقطعی از حکومت داری کنار می رود.بنابراین در حکومت مردم سالاری دینی مردم جایگاه ویژه ای دارند.

جامعه نیز در یک تقسیم بندی کلی به دو بخش تقسیم می شوند:1-شهروندان  2-حاکمان

این وظیفه شهروندان است که برای فعالیت بخشی به حکومت،حاکم را انتخاب و در دوران حکومت بر حاکم نظارت داشته باشند.به این منظور که حکومت به صورت ریل گذاری مشخصی است و حاکم باید در این ریل گذاری حرکت کند.به تعبیر حضرت آیت الله جوادی آملی،ولایت فقیه در واقع ولایت فقه است؛که اگر به این صورت باشد یعنی دارای ریل مشخصی است.و وظیفه شهروندان این است که نظارهگر باشند که آیا حاکمان در این ریل مشخص حرکت می کنند یا خیر؟

خوشبخنانه با توجه به دغدغه های قدیمی،رساله دکتری اینجانب تحت عنوان مبانب فقهی نظارت شهروندان بر حاکمان بوده است و معنی آن این است که حق تکلیفی هر شهروند است؛یعنی هم حق شهروند است و هم وظیفه آن.

به تعبیر ساده تر اگر شهروندی از مسولی سوال کند که چرا بودجه ای را در جای دیگری استفاده کردی مسول ذیربط حق این را ندارد که به شهروند بگوید ارتباطی به شما ندارد.بلکه نظارت حق شهروند است و البته ذکر این نکته لازم است که این گونه نظارت دارای مکانیزم مشخصی است؛به گونه ای که شیرازه قانون مداری حفظ شود.یعنی چگونگی اعمال نظارت بر مسئول توسط شهروند باید تعریف شود.

بنابراین نظارت :1- حق است  2- تکلیف است.

اما تفاوتی مهم بین حق و تکلیف وجود دارد و ان این است که:حق از جانب ذی حق قابل اسقاط است اما تکلیف قابل اسقاط نیست؛و نتیجه این است که نظارت شهروند تکلیفی است و باید انجام شود و هم حق است و هم تکلیف.مانند حضانت پدر و مادر بر طفل.

 

در اینجا سوالی مطرح می شود:

چه زمانی حکومت ما در ریل مشخص قرار خواهد گرفت؟

در توضیح این سوال باید این نکته را یادآور شد که حکومت ما بر مبنای دین است اما فعلیت آن تابع قراردادی است بین مردم و طیقه حاکم و فرد حاکم.

          یعنی طبق قرار داد و بر مبنای قراردادی از پیش تعیین شده فرد رئیس جمهور،نماینده مجلس و ... می شود که اختیارات و مسئولیت های هر پست بر اساس معیار های مشخص تعیین شده است؛بنابراین اگر حاکمی در هر کجا که از ریل خارج شد آیا خود به خود عزل می گردد و یا اینکه باید نهادی وجود داشته باشد که آن را عزل کند؟از شورای اسلامی تا خبرگان رهبری باید به این نکته توجه ویژه ای داشت.

         به عنوان مثال نظارت عملیاتی نوعی نظارت است که اگر نهادی تخلف کند دیوان محاسبات پس از عمل تخلف وارد عمل می شود و این در صورتی است که جهت جلوگیری از تخلف نظارت باید از ابتدا و قبل از عمل تخلف صورت گیرد و این نوع  نظارت عملیاتی به تعبیری "شفافیت"تلقی می شود.و به عبارتی دیگر اتاق مدیریت باید آنقدر شفاف و شیشه ای باشد که همه شهروندان آگاه باشند که در واقع چه اتفاقی در حال رخ دادن است و نه بعد از چندین سال که فساد و تخلف های بسیاری رخ داده است از چگونگی آن اطلاع حاصل شود و بنابراین شفافیت از همان ابتدای کار عامل بسیار مهم در جلوگیری از فساد است.

در آیات قرآن کریم هم به این نکته اشاره شده است که پروردگار متعال در سوره توبه آیه 105می فرماید:

وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلي‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ

ای پیامبر بگو، هر چه می خواهیدعمل کنید، سپس خدا عمل شما را خواهد دید و همچنین پیامبرش و مؤمنان نیزمی بینند، و بزودی بسوی دانای غیب و آشکار باز گردانده می شوید و آنگاه اوشما را به آنچه کرده اید، خبر می دهد.

 

حتی اشاره شده است که وقتی عملی را انجام می دهیم حداقل سه گروه بر آن نظاره گر هستند:

1-خداوند:

که در غرب به آن SELF CONTROL می گویند و در نهج البلاغه حضرت امیر به آن واعظ فی النفسه یا همان وجدان از آن یاد می کند.

یکی از قواعدی که اسلام به آن به عنوان شفافیت اشاره می نماید قاعده ارشاد و استرشاد است؛که تقویت معاد باوری و قیامت می تواند بسیار کمک کننده باشد.به عنوان مثال در پایان سخنان بنده حقیر در مجلس شورای اسلامی به این نکته اشاره می شد که ب والله هنوز هم خدا و قیامت وجود دارد.به گونه ای که در صورت اعتقاد به این دو بسیاری از مشکلات از بین می رود که شفافیت هم یعنی همین.

یکی دیگر از بهترین راههای نظارت در اسلام عزیز که بسیار هم به آن اشاره شده است و جامعه کنونی در اجرای آن کوتاهی نموده است ؛امر به معروف و نهی از منکر می باشد که البته قواعد و قوانین خاص خود را دارد و باید به صورت صحیح آموزش داده شود و اجرایی گردد.

2-رسول الله:

که نماینده حاکمان برین است و برین بیانگر سلسله مراتب می باشد.

3-مردم:

که در نهج البلاغه حضرت امیر طی نامه ای به مالک اشتر به آن اشاره می نماید.

 

البته در شفافیت باید به این نکته بسیار مهم توجه داشت ما باید در جامعه واقعی زندگی کنیم؛در جامعه واقعی به این صورت نیست که همه دارای اعتقاد باشند و لذا باید اقدامی انجام شود که خیلی از مواردی که موجب عمل می شوند باشد حذف شوند.

به عنوان مثال در بحث مبارزه با قاچاق کالا طرحی مطرح شده بود با عنوان طرح شبنم که اگر درست اجرایی می شد می توانست در جلوگیری از این ضایعه بسیار منفی موثر باشد و در مورد دیگر می توان به جریمه های رانندگی اشاره کرد که قانون گذار تمام موارد از قبیل سرعت و سبقت غیر مجاز و ... را تعیین نموده است اما در موقع عمل اتفاق دیگری رخ می دهد و ...

بنابر این در  بحث قانونی "جهل قانون،رافع مسئولیت نیست".اما ابهام در قانون را باید چه کرد؟به عنوان مثال برداشت قانون از شوی یک وزیر و یا یک قاضی و ... متفاوت است.

راه کار قانون خوب ساده نویسی است یعنی به گونه ای نوشته شود که برای همه قابل فهم باشد و در یک کلام یعنی اینکه کاملا "شفاف" باشد.

 در پایان این قسمت به جمله حضرت امیر اشاره می شود که می فرماید:حاکمان،خود را از مردم در پرده و حجاب قرار ندهند و مردم به آنها دسترسی داشته باشند.و در نامه به مالک می فرمایند:اگر والی خود را از مردم مخفی کند موجب تنگی صدر سینه می شود و مردم دچار کینه می گردند؛باعث می شود که بزرگ را کوچک و کوچک را بزرگ ببینند.

و در جایی دیگر می فرماید:من برای شما به عنوان حاکم برای شما حقی قائلم و آن این است که هیچ مورد و هیچ سری را از شما مخفی نکنم مگر در خصوص جنگ؛که مقام معظم رهبری نیز به این نکته اشاره نموده اند.

 

نظرات/سوالات

  • هیچ نظری یافت نشد
لطفا برای ثبت نظر خود وارد شوید

چند رسانه ای

صوت: بحث و گفتگو دکتر جعفری در باب شبهات فرهنگی
صوت: گزارش صحن علنی دوشنبه 26 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
صوت: نطق اضطراری آخر سال دکتر قاسم جعفری در مجلس
گزارش صحن علنی 25اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش صحن علنی شنبه 24 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش صحن علنی 21 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش بازدید دکتر قاسم جعفری از حوزه گیفان

آخرین مطالب

آمار بازدید

امروز
دیروز
بازدید کل
996
1271
5407730
دوشنبه، 25 آذر 1398

گالری تصاویر

No result...