A+ R A-

یادداشت/" موضوع رومینا مسأله يامکسب ؟ "

 

د . قاسم جعفری /عضو علمی دانشگاه .

قضیه روشن است ؛ یادداشت/

پرده اول :  دختری به دلایل و زمینه های اکتسابی و با لحاظ سهم ذاتی خودش ، چه که گفته آمده " السعید سعید فی بطن امه و الشقی شقی فی بطن امه " البته با ملاحظه تفاسیری که در اطراف روایت بیان می شود ،  در دام فردی با تفاوت سنی ۱۶-۱۷ ساله افتاده است و منجر به روابط گناه آلود شده است که سطح آن را مقام مسوول قضایی و آگاهان خاص پرونده می دانند .البته این که مرد دام گستر مدعی است با وجود این گپ سنی و سایر قرائن و شواهد نامطلوب حاکم بر این رابطه عاشق این دختر بوده است نیز خود جای بسی تامل است. و نیز چه شرایطی در خانواده و یا در وجود فردی دختر ، او را به تمکین از این مصداق سوء سوق داده است باید در محک مطالعه و تدقیق قرار گیرد. 

پرده دوم : پدر خانواده در اثر تکانه های شدید روانی و با توجه به گرفتاری در سیاه چاله قضاوت های عمومی احساس بی آبرویی می کند و مرتکب یکی از کبائر و با شیوه ای بی رحمانه می شود . قرآن کریم می گوید : " هر کس نفس بی گناهی را بکشد گویی همه مردم را کشته است ." البته در این ماجرا رومینا اگر گناهکار هم باشد مجازات او برابر معارف دینی و فقهی قتل نیست .  این که قربانی ماجرا ذی رحم قاتل است و از سویی دختر می باشد  شناعت این قتل را غلظت می بخشد . مضاف بر آن که روش خشن ارتکاب جرم هم اگر با سبق تصمیم باشد که مزید بر علت است . ظاهرا متهم که برابر رسانه ها معترف به این جرم بزرگ است از این عمل  در پی اثبات شرافت و غیرت خود بوده است ! البته درک یک انسان گرفتار در چنین وضعی با  شرایط اجتماعی پیرامونی  کار ساده ای نیست اما انتساب این اظهار غیرت به دین در خوش بینانه ترین حالت برداشت سطحی از معتقدات و احکام الهی است و بهتر است بروز چنین افعالی را اگر ناشی از عروض اسباب حجر نباشد تعصب جاهلی و یا واکنش ناشی از جبر اجتماعی بنامیم . برخی فراموش نکنند که به قول غزالی عِرض و آبرو یکی از نوامیس خمسه است ؛ در روایات دینی هم آمده است " من قُتل دون عِرضه فهو شهید " آبرو چنان اهمیتی برای انسان شریف دارد که مریم عذرا پس از تولد فرزند مبارکش به امر الهی در عین یقین به حکمت خداوندی  به خاطر شرایط سخت جامعه و سیل اتهاماتی که می دانست گریبان گیرش می شود گفت :" (فَأَجَاۤءَهَا ٱلۡمَخَاضُ إِلَىٰ جِذۡعِ ٱلنَّخۡلَةِ قَالَتۡ یَـٰلَیۡتَنِی مِتُّ قَبۡلَ هَـٰذَا وَكُنتُ نَسۡیࣰا مَّنسِیࣰّا) مريم 23] ای کاش قبل از این مرده بودم و به کلی فراموش می شدم ! در هر حال با لحاظ همه این جهات که برخی از آن به عنوان انگیزه شرافت مندانه و جهات مخفِفه مجازات در قانون یاد می کنند ، شکی نیست که جنایتی هولناک اتفاق افتاده است و مجازات باید در چارچوب اصل قانونی بودن جرم و مجازات چنان باشد که جنبه بازدارندگی یابد .  

پرده سوم : 

 اما چه باید کرد ؟ آنچه در بدایت امر تبادر ذهنی دارد برخورد قضایی قاطع با عامل جنایت است که البته لازم و ضروری است تا طبق موازین عقل و شرع و قانون عمل شود . اما مقوله ای با اهمیت تر نیز وجود دارد و آن نگاه جرم شناسانه به قضیه است. یعنی آسیب شناسی جدی و علت یابی حادثه برای پیشگیری و یا لااقل تقلیل چنین تراژدی هایی که استماعش افکار عمومی را زخم های کاری می زند  دل ها را می میراند و روح ها را می افسرد . 

پرده چهرم : 

سوال دیگر ان است که چنین قضیه ایی یک  مساله چالش اجتماعی و مشکل است یا مکسب و ابزار رونق بازار برخی افراد و اقشار ؟ 

عده ای به محض شنیدن ماجرا با نگاه احساسی و ناشی از پیش فرض های ذهنی و غیر جامع سوخت بر آتش ریختند و شعله را شراره افزودند. 

عده ای بی آن که راه حلی ارائه کنند تنها تیغ انتقاد را تیز کردند و بر پیکر فرد و جامعه فرو بردند و سرمستانه سرکوفت زدند. 

برخی فرصت را برای قرائت ناصواب و ناقص از دین مغتنم شمردند و حقد و کینه های دیرین خود از احکام حیات بخش اسلام  را به سان نیزه ای در کوره انتقام آختند و به انواع اتهام و نیش زبان  زهراندود نمودند و بدتر از لشکر مغول به سرمایه ملت تاختند. 

جماعتی  که این روزها ورشکستگی سیاسی و دست رد ملت را تجربه می کنند چنین ماجرایی را تو گویی فرشته نجات خویش از بن بست گرفتار امده یافته اند که با بزرگنمایی حرفه ای و مشوب به جلوه های ویژه هنری ، در صدند تا از دل آن بحرانی بیافرینند و از قِبل ان با تر دستی خود را در جایگاه حق خواهی و مطالبه گری علیه رقیب بنشانند. 

این گروه ها باید بدانند که ما همگی مسافر یک کشتی هستیم و جدا کردن خرج خود در اندرون سفینه راه به جایی نمی برد . 

جالب است در کنار بسیاری صاحب نظران علم روان و مشاوره و جامعه که دلسوزانه برای تبیین ابعاد ماجرا و یافتن مرهمی به مقصود بهبودی زخم نشسته بر قلب ها وارد میدان شدند برخی هم در ورای مصطلحات روانشناسی و بیان فرمول های به اصطلاح تربیتی با مقصر جلوه دادن بی محابا و افراطی همه چیز و همه کس شامل دین و خانواده و مدرسه و نظام و جامعه جنایتی مرتکب شدند که در عین تظاهر به لطافت بیان و بنان خشونتش کم تر از جرم پدر رومینا نخواهد بود . آنان به گونه ای حرف می زنند که انگار چنین حوادثی تنها در بلاد ما و آن هم در سایه تعالیم دینی واقع می شود و بهشت برین ساخته ذهن آنان فارغ از این آسیب و صدهای چالش مشابه است . برای تحقیر فرهنگی بومی جامعه ژاپنی و غرب عاصی بر اخلاق و انسانیت را بزک می کنند و توگویی نمی دانند که امروز به مدد تکنولوژی رسانه آحاد جامعه بدون انکار و تحقیر دستاوردهای بشری از ضعف های مفرط جاری در آن دیارها آگاهند . مثلا اگر سیستم آموزش زابن خیر مطلق است پس سرلیستی و یا جزء اولین های خودکشی بودن این کشور در دنیا از چه بابی است ؟ اینان و رسانه های مروجشان در واقع از سرنوشت غم انگیز رومیناهایی که چه بسا روزانه و خاموش قربانی ترویج فرهنگ ناسره اما جذاب وارداتی از ینگه دنیا می شوند خود را به تغافل زده اند و از سویی چون روش های ماکیاولی بر تمامیت وجودشان حکم می راند چه بسیار رخ  می دهد که دچار پارادوکس های جدی می گردند اما جالب است که چنان غرق خویشند که از رو نمی روند . در ماجرای میترا استاد همسر محمد علی نجفی که او هم با شرایط مشابهی تسلیم سرنوشت شد قرص سکوت را با حل در شربت شیرین حفظ هم جناحی خود سرکشیدند و اینک نان و مکسب را در دفاع از رومینا این طفلک  قربانی شده می جویند . آری تو گویی به قول معروف ، در اندیشه و کردار این جماعت ، همان اندازه که برخی نماینده تر و برخی شهروندترند ، دیروز برخی مردتر و امروز برخی زن ترند ! 

البته یادمان باشد که نقد ما بر این جماعت اپورچونیست هرگز به معنای نادیده گرفتن کاستی ها و تقصیر ها در سطوح مختلف اعم از حاکمیت ، سیستم آموزش ، کارکرد ناصواب رسانه های مختلف شنوداری دیداری نوشتاری ، رسانه ملی ، فضای مجازی ، فرهنگ غلط حاکم بر بخشی از اقشار و مناطق ، غیر کاربردی بودن یا کم کاری حوزه ها یی علمی و دانشگاه ها ، سازمان ها و حتی اقشار و شخصیت های مرجع اجتماعی و..نیست. 

پرده پنجم :

در هر صورت به نظرم باید ماجرای جانسوز و غم انگیز رومینای اشرفی را یک مساله و از جمله آسیب های بزرگ اجتماعی دید که هر لحطه ممکن در گوشه ای از این کشور پهناور با تعدد اقوام و فرهنگ ها چون مهمان ناخوانده ای در خانه ای را بکوبد و یا بی خبر بر آن وارد شود . باید پذیرفت که ماجرای رومیناهای خاموش احتمای کمتر از  نوک کوه یخ بیرون زده در این ماجرا نیست . یکی از فرائض اجتماعی که در پی چنین حوادثی رخ می نماید در کنار توجه به مقوله تربیت در خانه و اجتماع و مدرسه  آگاهی بخشی حقوقی به شهروندان است . تنبه یافتن آنان نسبت به دام هایی که با ظاهری زیبا و دانه های چشگیر در مسیر زندگی شان پاشیده می شود. برخی فکر می کنند تنها وضع قانون یا تصویب و اجرای لایحه ای با عنوان " منع خشونت علیه زنان " کارساز است .اما به عنوان کسی که سال ها با فرایند این لایحه آشنایم عرض می کنم البته چنین مواردی شرط لازم هست اما شرط کافی نخواهد بود .از نظر این نگارنده با بضاعت مزجات ،  راه اساسی برای غلبه بر چنین ناهنجاری هایی بی آن که تجربه های موفق بشری را نادیده بگیریم بازگشت به سبک زندگی اسلامی ایرانی است . باید این حقیقت را پذیرفت وقتی سبک زندگی بیگانه می آید  به مثابه کلی است که تفکیک ناپذیر است . در آن فرهنگ بسیاری از مقدماتی که منجر به این جنایات می شود طبیعی فرض می گردد و در حوزه آزادی فردی تعریف می شود. یادمان باشد این که گفته اند احکام دینی تابع مصالح و مفاسد واقعی است بی حکمت و عاری از دلیل نیست .البته نمی خواهیم نگاه کاملا منفی به یافته های تمدنی ، روانشناختی جامعه شناختی و غیره در نزد بشر داشته باشیم اما به قول شاعر بپذیریم که اگر 

در مذهب ما باده حلال است حلال 

در مکتب ساقی همین باده حرام است. 

نمی شود اندیشه های غرب زده تحت عنوان استاد دانشگاه و هنرمند و نویسنده و سیاستمدار و قهرمان فلان رشته به طور شبانه روزی بذر تردید نسبت به اعتقادات و آموزه های فرهنگ و تمدن بومی بپاشند و به بهانه آزادی و شخصی بودن نحوه بروز و ظهور اجتماعی ولنگاری و تبرج جاهلی محرک را ترویج دهند و باز مدعی و شاکی حدوث چنین قصه های غم انگیز شوند. اگر قرار است در این ماجرا ادعایی باشد  پس از ولی قهری که متاسفانه خود مدعی علیه است ، ذی حق تر از همه ، جامعه  متدین و انقلابی است و اگر قرار است مشارکت در جرم و تداخل اسبابی شناسایی شود قطعا همین مسحوران ظواهر تمدن نمای ینگه دنیاست. 

پرده آخر : نباید فراموش کرد که فقر ریشه بسیاری از این ناهنجاری هاست . البته آنچه بیشتر در نظر می آید فقر مادی و ضنک معیشت است که ناشی از بروز بی عدالتی و شیوع تبعیضات نارواست . اما فقر آگاهی و فرهنگ و نبود مهارت و هنر درست زندگی کردن و استضعاف فکری نیز چیزی کمتر از فقر مادی و مالی ندارد. در پیام مختصر و جامع رهبر معظم انقلاب به مجلس یازدهم این مقوله ها به خوبی تبیین شد امید است وقوع چنین حوادث تلخی لااقل تلنگری باشد که خواب را از دیده متولیان امور در قوا و نهاد های مختلف مسوول و  ارکان حاکمیت برباید تا در فکر چاره بر ایند و از گرگان در کمین نشسته خارج و داخل و آمران و برنامه ریزان و میدان داران مزدورشان بهانه بستانند.

نظرات/سوالات

  • هیچ نظری یافت نشد
لطفا برای ثبت نظر خود وارد شوید

چند رسانه ای

صوت: بحث و گفتگو دکتر جعفری در باب شبهات فرهنگی
صوت: گزارش صحن علنی دوشنبه 26 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
صوت: نطق اضطراری آخر سال دکتر قاسم جعفری در مجلس
گزارش صحن علنی 25اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش صحن علنی شنبه 24 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش صحن علنی 21 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش بازدید دکتر قاسم جعفری از حوزه گیفان

آخرین مطالب

آمار بازدید

امروز
دیروز
بازدید کل
76
107
1264846
پنج شنبه، 03 مهر 1399

گالری تصاویر

No result...